فایل رایگان پاورپوینت سيد محمدکاظم طباطبايي يزدي

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن فایل رایگان پاورپوینت سيد محمدکاظم طباطبايي يزدي :

محتویات

1 ولادت 2 تحصیلات 3 اساتید 4 مهاجرت به نجف 5 شاگردان 6 مرجعیت 7 رابطه او با انقلاب مشروطه 8 فتوای جهاد 9 باقیات و صالحات 10 فرزندان 11 اوصیا 12 تألیفات 13 وفات 14 منابع مقاله 15 وابسته‌ها

ولادت

در سال 1247ق، در روستای «كسنویه» یزد پا به عرصه گیتى نهاد. از همان زمان، بزرگى در چهره كوچكش نمایان بود و با تولدش، رشته‌هاى امید را در قلب پدر و مادر خویش محكم ساخت. پدرش به تبرک نام رسول خدا(ص) و با یاد امام هفتم شیعیان، او را محمد كاظم نام نهاد.

صفحات زرین دانش، فضیلت و مبارزه به دست با كفایت مردان الهى رقم مى‌خورد. آنان چون خورشیدى بر تارك پرافتخار تاریخ درخشیده، پرتو نورشان گرمابخش جان‌هاى خسته است تا تحركى دوباره یابد. به‌رغم شعار استعمارگران مبنى بر جدایى دین از سیاست، عالمان متعهد و دین‌پرور با حضور در میادین سیاست، مردانه از حقوق مظلومان و ستم‌دیدگان حمایت كردند. آنان در جبهه نبرد با كافران گاه تا مرز شهادت پیش رفته، قلم خویش را به مركب خون سیراب كردند.

بزرگ‌مرد دانش و جهاد آیت‌الله سید محمد كاظم یزدى از یك‌سو در جبهه مبارزه با جهل و از سویى در نبرد با كفار سرآمد عصر خویش بود. بر فقاهتش، كتاب عروه الوثقى و بر عرفانش، مناجات‌نامه بستان راز و گلستان نیاز و بر سیاستش، موضع‌گیرى روشن‌گرانه وى در انقلاب مشروطیت و هم‌گامى او با آیت‌الله شهید شیخ فضل‌الله نورى و نیز شهادت فرزندش در میدان نبرد، بهترین گواه است.

تحصیلات

سید محمد كاظم دوران كودكى و نوجوانى را پشت سر گذاشت و با تشویق‌هاى پدر و مهم‌تر از همه عنایت خاص خداوند به علوم دینى رو آورد و حوزه علمیه «دو منار» یزد، یعنى بزرگ‌ترین حوزه آن شهر، پذیراى آن نوجوان مخلص از دودمان پاک پیامبر(ص) شد. سید محمد كاظم مدت‌ها در درس ادبیات استاد ملا محمد ابراهیم اردكانى و زین‌العابدین عقدایى شركت كرد و از آن دو بهره‌هاى فراوان برد.

جدیت فراوانش در كسب علوم اهل‌بیت(ع) او را مورد توجه اساتید مدرسه قرار داد. پس از اتمام ادبیات عرب، در درس فقه و اصول آخوند ملا هادى یزدى كه از علماى بزرگ آن زمان محسوب مى‌شد دوره سطح را به پایان رسانید. دیرى نپایید كه مقام علمیش او را در زمره نزدیكان خاص استاد جاى داد. با توصیه استاد، در ضمن فراگیرى فقه و اصول، به تدریس ادبیات پرداخت. کیفیت تدریس و شیوه بیان او، سرانجام كار را بدانجا رساند كه بعد از اندك زمانى سید محمد كاظم یزدى به مثابه یكى از اساتید حوزه علمیه یزد شناخته شد. جوان یزدى پس از مشورت با دو استادش، اردكانى و عقدایى، به امید بهره‌مندى از وجود مقدس امام هشتم(ع) راهى مشهد مقدس شد تا با استعانت از آن امام همام، به مقامات علمى و معنوى نایل آید.

وى در مدت زمان كوتاهى، علم هیئت و ریاضى را آموخت و طولى نكشید كه در زمره اساتید این علوم در آمد. حوزه علمیه اصفهان نیز دورانى به وجود استادى گران‌قدر چون سید محمد كاظم مفتخر گردید. وى با ورودش به اصفهان در مدرسه صدر سكونت گزید.

اساتید

سید محمد كاظم، ابتدا درس علامه شیخ محمدباقر نجفى فرزند شیخ محمدتقى نجفى، نویسنده كتاب «هدایه المسترشدین» را بر درس سایر علما ترجیح داد. و از محضر اساتیدى چون آیت‌الله سید محمدباقرموسوى خوانسارى و برادرش آیت‌الله حاج میرزا هاشم خوانسارى و آیت‌الله محمد جعفر آباده‌اى استفاده‌هاى فراوانى برد.

مهاجرت به نجف

سید محمد كاظم در سال 1281ق، با اجازه و معرفى استادش آیت‌الله شیخ محمدباقرنجفى، به همراه چند تن از علما به نجف اشرف هجرت كرد و در آن‌جا از محضر بزرگانى همچون آیت‌الله سید محمدحسن شیرازى (میرزاى بزرگ) فتوادار تحریم تنباكو، آیت‌الله شیخ راضى و آیت‌الله شیخ مهدى جعفرى و آیت‌الله شیخ مهدى آل كاشف الغطا استفاده‌هاى علمى و توشه معنوى فراوانى كسب نمود.

استاد هیچ‌گاه از تدریس غافل نبود. وى بعد از هجرت میرزاى شیرازى به سامرا به‌طور رسمى حوزه درس خود را در نجف تشكیل داد و به تدریس دروس خارج فقه و اصول كه مرحله نهایى تحصیلات حوزوى است، پرداخت. دیرى نپایید كه شاگردان زیادى در درس ایشان حاضر شدند، به‌طورى كه عدد آنان را تا دویست نفر ذكر كرده‌اند.

شاگردان

برخى از معروف‌ترین شاگردان وى عبارتند از: آیت‌الله شیخ عبدالكریم حائرى یزدى(مؤسس حوزه علمیه قم)، آیت‌الله سید حسین بروجردى (مرجع تقلید شیعیان جهان)، آیت‌الله مجاهد سید حسن مدرس، آقا ضیاء عراقى، آیت‌الله حاج آقا حسین قمى، آیت‌الله سید عبدالحسین شرف‌الدین عاملى، آیت‌الله سید محمدتقى خوانسارى، آیت‌الله سید احمد خوانسارى، آیت‌الله شیخ محمدحسین كاشف الغطا، آیت‌الله شیخ احمد كاشف الغطا، آیت‌الله شیخ محمدتقى بافقى، آیت‌الله میرزا مهدى آشتیانى و...

مرجعیت

استاد آیت‌الله یزدى، بر مباحث فقهى تسلط كامل داشت. از این‌رو مسائل مشكل و پیچیده فقهى را با بیانى روان و ساده و با استدلالى قوى، به طلاب عرضه مى‌كرد، به‌گونه‌اى كه شاگردان فراوانى جذب شیوه درس وى شدند. آن‌گونه كه مورخان نوشته‌اند وى با تسلط كامل و مهارت تحسین برانگیز و استدلال قوى به طرح نظرات خود مى‌پرداخت و ابواب مختلف فقهى را یكى پس از دیگرى به بهترین وجه و آسان‌ترین شیوه به پایان مى‌رساند.

او بدون استدلال قوى و قانع كننده، از مباحث علمى نمى‌گذشت و به مثال‌هاى فراوان فقهى استشهاد مى‌كرد. وقتى شاگردان، اشكالات و سؤالات خود را مطرح یا در مثال‌هاى ایشان خدشه می‌كردند، با سعه صدر به سخن آنان گوش مى‌داد و با وقار خاص به آنان مى‌گفت: «این اشكال به ذهن من نیز آمده! آن‌گاه به اشكال جواب مى‌داد.»

آیت‌الله سید محمد كاظم یزدى، سیره علماى صالح گذشته را در زمینه مرجعیت رعایت مى‌كرد و با این‌كه از بزرگ‌ترین علماى آن زمان به شمار مى‌آمد همواره از پذیرش این امر خطیر، دورى مى‌جست. مردم و علماى نجف كه به مقام علمى و معنوى وى به خصوص پس از رحلت میرزاى بزرگ در سال 1312ق، پى برده بودند نسبت به پذیرش مرجعیت، به آن فقیه وارسته، اصرار می‌كردند. ایشان سرانجام با احساس مسئولیت در قبال سرنوشت اسلام و مسلمین، به این بارگران تن سپرد و با قبول مرجعیت جهان اسلام در ردیف علمایى همچون آخوند خراسانى(متوفاى 1329ق) و شیخ محمد طه نجفى(متوفاى 1323ق) و دیگر مراجع آن زمان جاى گرفت. وى بعد از رحلت آخوند خراسانى و آیت‌الله محمد طه نجفى، زعیم بزرگ جهان تشیع گردید و به مثابه بزرگ‌ترین قدرت مذهبى و یگانه پاسدار حریم تشیع، حفظ كیان مسلمین را بر عهده گرفت. آن روز كه دشمنان اسلام، كمر به نابودى اسلام بسته بودند این مرد بزرگ چونان مجاهدى نستوه و سیاستمدارى فرزانه به صحنه آمد.

رابطه او با انقلاب مشروطه

در سال 1324ق، انقلاب مشروطه در ایران به پیروزى رسید. نخستین مجلس شوراى ملى ایران تأسیس شد، اختیارات شاه و دربار كاسته شد. مجلس شوراى ملى قوانینى براى حل مشكل‌هاى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و آموزش كشور تدوین نمود.

مراجع تقلید نجف از جمله آخوند خراسانى، شیخ عبدالله مازندرانى و میرزا حسین تهرانى از ابتداى مشروطه به پشتیبانى آن بر آمدند. در ایران نیز آیت‌الله سید محمد طباطبایى و آیت‌الله سید عبدالله بهبهانى، رهبرى نهضت مشروطه را بر عهده داشتند. اما گروهى از مراجع تقلید و مجتهدان پس از مدتى كه عملكرد روشن‌فكران غرب‌زده و برخى از نمایندگان مجلس را در مخالفت با مذهب مشاهده نمودند، خواستار مشروطه مشروعه شدند. آیت‌الله شیخ فضل‌الله نورى رهبرى مجتهدان هوادار مشروطه مشروعه را در ایران كه تعدادشان به بیست مى‌رسید به عهده داشت. آیت‌الله سید محمد كاظم یزدى نیز جزو این گروه بود. وى خواستار برپایى حكومت اسلامى و نظام مشروطه موافق با شرع اسلام بود. او از ابتدا سكوت كرد، زیرا سه تن از مراجع تقلید نجف، پشتیبان مشروعه بودند.

موافقت عده‌اى از عالمان سرشناس نظیر آیات والا مقام خراسانى، بهبهانى، طباطبایى، عبدالله مازندرانى و میرزا حسین تهرانى با مشروطیت، فقط نوعى همراهى و هم‌كارى با به اصطلاح روشن‌فكران، در مبارزه با حكومت ظالمانه بود و در واقع حضور علماى طراز اول، پاى مردم را به صحنه كشید و انقلاب را در فراز و نشیب‌ها یارى كرد. وگرنه روشن‌فكران در هیچ دوره، قدرتى هم‌پاى قدرت علماى دین و مذهب نداشته‌اند كه بتوانند ملت را با سیاست‌ها و اهداف خویش همراه سازند.

علماى موافق مشروطه هر چند قصد اصلاح داشتند و درصدد تغییر اوضاع به نفع اسلام بودند اما آیت‌الله سید محمد كاظم یزدى، دستى پنهان را مى‌دید كه از آغاز، مشروطیت را از مشروعیت جدا مى‌كرد و براى دین و دین‌دارن نقشى در سیاست قائل نبود. آن فقیه دوراندیش به جمعى از شاگردانش گفته بود: عاقبت مشروطه را تاریك مى‌بینم، چون آقایان به اسلام و روحانیت رحم نخواهند كرد. مى‌بینم روزى را كه عمامه از سر روحانیت برداشته، آنان را از صحنه كنار خواهند زد.

بعد از اعلان قانون اساسى در دولت عثمانى، آیت‌الله سید محمد كاظم یزدى به مخالفت با آن برخاست و به سخت‌گیرى و آزار و اذیت مسلمانان از سوى آن دولت اعتراض نمود؛ به‌طورى كه حكومت عثمانى او را به تبعید خارج از عراق تهدید كرد.

بعضى از مشروطه‌خواهان ایرانى، فرصت را غنیمت شمرده، از طریق ارسال تلگراف به استانبول، تهمت‌هاى ناروایى به او نسبت داده، به این امید كه از ناحیه حكومت عثمانى در حق وى سخت‌گیرى شود و مورد آزار و اذیت قرار گیرد.

اهمیت موضع‌گیرى سید در برابر خودى‌هاى دگراندیش وقتى آشكار مى‌شود كه بدانیم یكى از رهبران تُرك تلاش نمود تا شاید بتواند با اقداماتش او را از نظرش منصرف سازد تا وى دست از مخالفت با قانون اساسى دولت عثمانى بردارد. از همین رو در نجف اشرف به زیارت سید شتافت و از او خواست كه با فتوایش قانون اساسى آنان را مورد تأیید قرار دهد. سید پس از اندكى درنگ جواب داد: «شعار شما شعار غربى و قانون شما، گرفته شده از بیگانه است. اینها كه از آزادى و دموكراسى دم مى‌زنند در پوشش مظاهر غربى، جز نابودى اسلام چیزى در سر ندارند.» مجاهد بیدار:

زمانى كه ایتالیا نیروهایش را براى اشغال كشور لیبى به حركت درآورد و مى‌رفت تا بخش عظیمى از ممالك اسلامى به اشغال بیگانگان درآید، این مرجع عالى‌مقام، فتواى تاریخى و سرنوشت ساز خود را درباره وضعیت مسلمانان جهان صادر كرد؛ فتواى جهاد ایشان چنین بود:

فتوای جهاد

بسم الله الرحمن الرحیم

در این ایام كه دول اروپایى مانند ایتالیا به طرابلس غرب(لیبى) حمله نموده و از طرفى روس‌ها شمال ایران را با قواى خود اشغال كرده‌اند و انگلیسى‌ها نیز نیروهاى خود را در جنوب ایران پیاده كرده‌اند و اسلام را در معرض خطر نابوى قرار داده‌اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانى، واجب است كه خود را براى عقب راندن كفار از ممالك اسلامى مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهاى ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قواى روسى و انگلیسى از ایران، هیچ فروگذار نكنند، زیرا این عمل از مهم‌ترین فرایض اسلامى است، تا به یارى خداوند دو مملكت اسلامى از تهاجم صلیبى‌ها محفوظ بماند.

در سال 1914م(1332ق) هم‌زمان با جنگ جهانى اول، انگلستان علیه امپراتور عثمانى اعلان جنگ داد و دامنه جن

لینک کمکی